تبليغاتX
با تو حکایتی دگر

نوروز می آید...

                

من که اینجا کاری نمی کنم!
فقط, گهگاه
تعداد روزهای دل تنگی های ام را در دفترم ثبت می کنم!
همین!
این کار هم که ذوق نمی خواهد!
می دانم که مثل ِ همیشه،
به این حرفهای من می خندی!
با چالهای مهربان ِ گونه ات...

با آن نگاه مهربان رنگی!
اما هنوز هم،
وقتی به  روزهای سبز نوروز نزدیک می شوم،
وقتی باران می آیدو

بوی بهار همه جا را پر میکند،

من  به سراغ دفترم میروم

تا بر صفحه ای تازه یک تیک سیاه دیگر بزنم!

نوروز می آید،
صدای باران را می شنوی؟?

!! نوشته شده توسط پارمیس | 8:23 | دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 •

گلایه...

اگر انصاف داشتی

جای زیادی توی دنیا بهت نمی دادند!

پس نداری!!

!! نوشته شده توسط پارمیس | 15:41 | دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 •

اعتراف!

 

بعضی وقتها هوس میکنم تعداد دوستان مجازیم را بشمارم.مطلبی بی ربط یا بی کشش میگذارم تا معلوم بشه چند نفر رغبت میکنند تا اعلام حضور کنند.باید اعتراف کنم که اصلا تجربه ی جالبی نیست چون معلوم میشه که دوستان زیادی ندارم.اما به هر حال حتی حضور یک دوست هم مغتنمه!

ای دوست به دوستی قرینیم ترا

هر کجا قدم نهی زمینیم ترا

!! نوشته شده توسط پارمیس | 15:53 | یکشنبه یازدهم اسفند 1387 •

اعتراض!!!!

لطفا

با کیش ایر سفر نکنید

تا ببندند  این خط هوایی بی صاحب وبی در وپیکر را

!! نوشته شده توسط پارمیس | 7:41 | شنبه دهم اسفند 1387 •