تبليغاتX
با تو حکایتی دگر

بزرگ شده ام...

                   

بزرگ شده ام!

دیگر  به کبوتر چاهی زیر بام سلام نمی کنم،

گربه های ولگرد کوچه  را صدا نمی زنم،

 کلاغ ها را دنبال نمی کنم،

به مورچه های دم باغچه سلام نمیکنم.

بزرگ شده ام!

دیگر قبل از خواب با ستاره ام حرف نمیزنم،

صبح ها با ابرهای روی خورشید دعوا نمیکنم،

بال کوچک پروانه ها را ناز نمیکنم.

بزرگ شده ام !

دیگر گنجشک ها با من دوست نمی شوند،

یادم میرود به طلوع آفتاب سلام کنم،

خورشید خانوم دیگر تحویلم نمیگیرد،

 مهر بانو عروسک کوچکم را گم کرده ام .

بزرگ شده ام!

قدم بلند شده است،

اما نمیدانم چرا از خدا دور شده ام!!

دستهایم به بالای درخت سیب میرسد اما،

دیگر به بالای ابرها نمیروم

وبه دنبال ستاره ها نمیدوم!

بزرگ شده ام!

خیلی وقت است که به دلم سر نزده ام،

دیگر دوست داشتن را دوست نمیدارم،

دست خطم خوب شده است اما،

نوشتن با مداد را فراموش کرده ام!

بزرگ شده ام!

دیگر بزرگ شدن را دوست ندارم!

باید برای گریه بهانه ای پیدا کنم،

می خواهم بدون خجالت ،مادر را صدا کنم،

می خواهم بدون سرزنش همه، توی کوچه وخیابان بدوم،

می خواهم بدون فکر فردا، امروز را زندگی کنم!

فقط امروز!

 

 

!! نوشته شده توسط پارمیس | 10:11 | سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 •

ایران من ...

امروز من به نامت سوگند میخورم،

 و شعری برای تنهاییت می سرایم!

من زمزمه های روستاییانت را دوست دارم

 و برای دل مهربان و منتظرمردمانت نگرانم!

من شقایقها را

در مسیر پر پیچ وخم معبدت چیده

 و در گلدان دل نهاده ام.

دیگر بهانه ای نیست!

جز فضای خفقان  استبداد!

امشب من تمام پنجره ها را برای آزادی باز گذاشته ام!

تنها پنجره ی خاموشی بسته است! 

 برای تو گریه نمیکنم!

 باید با قلب جوانان تو عاشق شد!

  باید برای چشمان مادرانت شعر ساخت،

 و با  پاهای زخمی مردانت، آهنگ جاده ای را از بر کرد

که از آغاز با شکوه وعظمت  تو همراه بوده است!

امشب برای آسمانت  غصه نمی خورم

 اینجا مردم با ترانه  های عاشقانه  به حرف ها معنا می بخشند!

کسی  آمده  است،

کسی می آید!

 تا  همیشگی خاکت

 و ابدیت پهنه ی بیکران آسمانت  را تعریف کند.

او می آید تا همیشه نامت صفحه ای باشد بر  دفتردل  کودکان تو

 که در مدرسه تاریخ ماندگارت

 درس عشق

 می آموزند!

کاش دیگر بهانه ای برای آزادیت نماند!

 

 

!! نوشته شده توسط پارمیس | 9:7 | یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 •